زبان و ادبیات فارسی (پایۀ دهم متوسطۀ دو)

4- شرح باقیِ ابیات بخش ستایس (به نام کردگار)

م. شیخ‌الاسلامی | پنجشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۹ | 12:37

3- تویی رزّاق هر پیدا و پنهان  /  تویی خلّاق هر دانا و نادان 

- رزّاق: روزی دهنده/ خلّاق: آفریننده

- پیدا و پنهان: تضاد/ دانا و نادان: تضاد/ تکرار تویی/ تلمیح «إنّ الله هو الرزّاق» و «هو الخلّاق العلیم» و پنهان و نادان کلمات قافیه

- تو رزّاق هر پیدا و پنهان هستی. تو خلّاق هر دانا و نادان هستی. 

- قسام سپیدی و سیاهی / روزی ده جمله مرغ و ماهی

 

4- زهی گویا ز تو کام و زبانم  /  تویی هم آشکارا هم نهانم

- زهی: آفرین و تحسین، چه خوب/ کام: سقف دهان

- کام: مجازاً دهان/ تکرار واژه های تو و هم/ تضاد: آشکار و نهان/ واج آرایی مصوت بلند آ/ آشکار و نهان: مجازاً کل وجود/ تلمیح به خلق الانسان علمه البیان و زبانم و نهانم کلمات قافیه

- زهی، از [فضل]ِ تو کام و زبانم گویا [است] یا کام و زبان من از تو زهی گویا [است]، تو هم آشکار و هم نهانِ من هستی.

- به حکمت زبان داد و گوش آفرید/ که بنشاند صندوق دل را کلید

 

5- چو در وقت بهار آیی پدیدار  /  حقیقت پرده برداری ز رخسار

- چو: وقتی که/ حقیقت: به راستی، واقعاً/ رخسار: چهره/ آیی: در متون قدیم یعنی می شوی

- پرداه برداشتن از چیزی: کنایه از برملاشدن راز و پدیدار و رخسار کلمات قافیه

- چو [تو] در وقت بهار پدیدار آیی، حقیقت، از رخسار پرده [را] برداری.

- راستی را کس نمی داند که در فصل بهار/ از کجا گردد پدیدار این همه نقش و نگار

  برگ درختان سبز در نظر هوشیار/ هر ورقش دفتری است معرفت کردگار

 

6- فروغ رویت اندازی سوی خاک  /  عجایب نقش ها سازی سوی خاک 

- فروغ: پرتو/ عجایب: جمع عجیب، شگفتی

- نقش: استعاره از زیبایی های طبیعت/ خاک: مجازاً کل هستی/ فروغ رو: اضافۀ استعاری (بچه ها برای این خط حداقل پنج خط جا بگذارید که در کلاس دربارۀ اضافۀ استعاری با هم گفت و گو کنیم. ممنونم) و اندازی و سازی کلمات قافیه و سوی خاک هم ردیف

- [تو] فروغ رویت [را] سوی خاک اندازی. [تو] نقش های عجایب سوی خاک سازی.

- این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود/ هر که فکرت نکند نقش بود بر دیوار 

 

7- گل از شوق تو خندان در بهار است  /  از آنش رنگ های بی شمار است

- شوق: میل شدید

- خندیدن گل: تشخیص/ خندۀ گل: کنایه از شکفتن گل/ گل و بهار و رنگ: مراعات نظیر/ حسن تعلیل در کل بیت و بهار و شمار کلمات قافیه و ردیف هم فعل است.

- گل از شوق تو در بهار خندان است، رنگ های گل از آن [جهت] بی شمار است.

 

8- هر آن وصفی که گویم بیش از آنی  /  یقین دانم که بی شک جان جانی

- جان: روح/ جان جان: اصل هر چیز/ وصف: توصیف و توضیح

- تلمیح به آیۀ سبحانه و تعالی عمّا یصفون/ آن و جان جناس و کلمات قافیه: آنی و جانی

- هر آن وصفی که گویم بیش از آنی (ی = هستی)، یقین دانم که بی شک جان جانی (ی= هستی)

- نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی/ نتوان شبه تو گفتن که تو در وهم نیایی

 

9- نمی دانم نمی دانم الهی  /  تو دانی و تو دانی آنچه خواهی

- دانی از مصدر دانستن

- تکرار نمی دانم و دانی/ نمی دانم و دانی: تضاد/ و الله یعلم و أنتم لاتعلمون و الهی و خواهی کلمات قافیه

- الهی، نمی دانم نمی دانم، تو دانی و تو دانی آنچه [را] خواهی.

- شرح او جز حق نداند هیچ کس/ شرح او داند یکی الله و بس

ستایش_فارسی_دهم

عطار

به_نام_کردگار

3- بخش ستایس، به نام کردگار (قسمت اوّل: زندگی نامۀ عطار و شرح دو بیت اوّل)

م. شیخ‌الاسلامی | جمعه چهاردهم شهریور ۱۳۹۹ | 23:40

دربارۀ عطّار نیشابوری: عطار در مقدّمۀ مختارنامه (مجموعۀ رباعیات خود) که آن را در آخرین مراحل عمر خویش تدوین کرده است، از آثار خود نام می‏ برد: «چون سلطنتِ خسرونامه در عالَم ظاهر گشت و اسرار اسرارنامه منتشر شد و زبان مرغان، طیورنامه ناطقۀ ارواح را به محل کشف رسید و سوز مصیبت مصیبت نامه از حد و غایت درگذشت و دیوانِ دیوان ساختن تمام داشته آمد و جواهرنامه و شرح القلب -که هر دو منظوم بودند- از سَرِ سودا نامنظوم ماند.»
پس مهم ترین آثار عطار: خسرونامه (الهی نامه)، اسرارنامه، منطق الطیر (مقامات طیور)، مصیبت نامه، دیوان شعر، تذکرۀ الاولیا 

نقش استاد محمّدرضا شفیعی کدکنی در تصحیح بعضی از آثار عطار نیشابوری حایز اهمیت است.

 

1- به نام کردگار هفت افلاک / که پیدا کرد آدم از کفی خاک 

- کردگار: نامی از نام های خدای متعال، آفریننده، پروردگار/ افلاک: ج فلک، آسمان یا سپهر (هفت فلک: قمر، عطارد، زهره، شمس، مریخ، مشتری، زحل)/ پیدا کرد: خلق کرد و آفرید

- خاک: اشاره و تلمیح دارد به آفرینش انسان از خاک و آیات «خلقَ الانسانَ مِن صلصالٍ کالفخّار» رحمان 14 و «و مِن آیاته أن خلقکم من تراب» روم 20؛ واج آرایی حرف کاف/ هفت افلاک: مجاز از همۀ موجودات

- [من] به نام کردگار هفت افلاک [سخنم را آغاز می کنم] که [او= کردگار] از کفی خاک، آدم [را] پیدا کرد. 

- ای همه هستی ز تو پیدا شده     خاک ضعیف از تو توانا شده (سنایی)

  خاک ما گل کرد در چل بامداد       بعد از آن جان را در او آرام داد (عطار)

 

2- الهی، فضل خود را یار ما کن / ز رحمت یک نظر در کار ما کن

- فضل: حکمت و معرفت، بخشش/ نظر: نگاه همراه با توجه و در عرفان معنای خاص خود را دارد.

- جناس ناقص اختلافی: یار و کار، را و ما/ واج آرایی صامت ر و تکرار مصوت آ/ تلمیح به عبارت الهی عاملنا بفضلک/ نظر کردن: کنایه از توجه کردن.

- الهی، [تو] فضل خود را [با] ما یار کن و [تو] از رحمت [خودت] در کارِ ما یک نظر کن.

- گفته ای بر زاری افتادگان بخشش کنم     اینک آن افتادۀ زارم خداوندا ببخش (اوحدی)

 

* توضیحات تکمیلی دربارۀ منبع شناسی مطالبی که نوشتیم، زندگی نامۀ عطار و شرح دو بیت اوّل بماند برای نشست حضوری...

 

در اندیشیدن شجاع باشید

ستایش_فارسی_دهم

عطار

به_نام_کردگار

2- کتاب فارسی دهم 1400-99

م. شیخ‌الاسلامی | جمعه چهاردهم شهریور ۱۳۹۹ | 23:7

برای دانلود کتاب فارسی پایۀ دهم کلیک کنید.

دانلود_کتاب_فارسی_دهم

چاپ_جدید

  • صفحه اصلی
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
آرشیو وب
  • فروردین ۱۴۰۰
  • اسفند ۱۳۹۹
  • بهمن ۱۳۹۹
  • دی ۱۳۹۹
  • آذر ۱۳۹۹
  • آبان ۱۳۹۹
  • مهر ۱۳۹۹
  • شهریور ۱۳۹۹
  • مرداد ۱۳۹۹
برچسب ها
  • ستایش_فارسی_دهم (2)
  • به_نام_کردگار (2)
  • عطار (2)
  • چشمه (1)
  • ایهام (1)
  • تضمین (1)
  • درس شانزدهم (1)
  • گردآفرید (1)
  • نیما_یوشیج (1)
  • مثنوی_معنوی (1)
  • درس_سوم (1)
  • تحلیل_درس_به_درس (1)
  • فارسی_پایۀ_دهم (1)
  • چاپ_جدید (1)
  • دانلود_کتاب_فارسی_دهم (1)
  • حکایت (1)
  • آغاز (1)
  • شرح_ابیات_درس_یکم (1)
  • درس_دوم (1)
  • پیرایۀ_خرد (1)

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای زبان و ادبیات فارسی (پایۀ دهم متوسطۀ دو) محفوظ است .